شعری برای تو

این شعر را برای تو میگویم

در یک غروب تنهء تابستان

در نیمه های این ره شوم آغاز

در کهنه گور این غم بی پایان

 

 

این آخرین ترانه لالائیست

در پای گاهوارهء خواب تو

باشد که بانگ وحشی این فریاد

پیچد در آسمان شباب تو

 

 

بگذار سایهء من سرگردان

از سایهء تو، دور و جدا باشد

روزی به هم رسیم که گر باشد

کس بین ما،نه غیر خدا باشد

 

ادامه نوشته

به دنبال خدا نگرد....

به دنبال خدا نگرد....

خدا در بیابانهای خالی از انسان نیست...

خدا در مسیری  که به تنهایی آنرا سپری میکنی نیست...

خدا آنجا نیست به دنبالش نگرد

خدا در نگاه منتظر کسی است که به دنبال خبری از توست

در قلبیست که برای تو میتپد

خدا در لبخندی است که با نگاه مهربان تو جانی دوباره میگیرد

خدا آنجاست

در دستی که به یاری میگیری

در قلبی که شاد میکنی

در لبخندی که  بر لب مینشانی

خدا آنجاست که زندگی میکنی و زندگی می بخشی

در جشن و سروریست که به پا میکنی

در عهدیست که می بندی و عمل میکنی

در جانیست که قلب شکسته ای نمانده ...

 

 

دوست داشتن

شاید عمق دوست داشتن را بتوان از این قطعه شعر زیبا دریافت 

 

تو را به جای همه کسانی که نشناخته­ ام دوست می ­دارم

تو را به خاطر عطر نان گرم

 برای برفی که آب می ­شود، دوست می­ دارم

تو را برای دوست داشتن دوست می ­دارم

تو را به جای همه کسانی که دوست نداشته ­ام دوست می­ دارم

تو را به خاطر دوست داشتن دوست می­ دارم

برای اشکی که خشک شد و هیچ وقت نریخت

لبخندی که محو شد و هیچ گاه نشکفت دوست می­ دارم

تو را به خاطر خاطره ­ها دوست می ­دارم

برای پشت کردن به آرزوهای محال

به خاطر نابودی توهم و خیال دوست می­ دارم

تو را برای دوست داشتن دوست می ­دارم

ادامه نوشته

امید

چه فکر میکنی ؟

جهان چو آبگینه ایست شکسته

که سرو راست هم در او

خمیده می نمایدت

بسان رود که در نشیب کوه

سر به سنگ میزند

«رونده باش!»

امید هیچ کس به مرده نیست

«زنده باش!»

 هوشنگ ابتهاج

نشان فروهر چیست؟

 
 
 
 
 
 
 
تقریبا همه ی ما نام "فروهر" به گوشمان خورده، حتی خیلی از ما نشان "فروهر" را به گردن انداخته، از تندیس و یا تصویر آن در منزل یا محل کار خود استفاده میکنیم، اما اطلاعات زیادی درباره ی تاریخچه ی آن نداشته و حتی نمیدانیم این نشان، نمادِ چیست. فقط همین اندازه میدانیم که این نشان، یک نشان ملی است، و متعلق به ایران باستان و آریاییان است.

 

ادامه نوشته

مقصد کجا بود؟

قطاری به سوی خدا می رفت،همه مردم سوار شدند،وقتی به بهشت رسیدند عده ی زیادی پیاده شدند و فراموش کردند که مقصد خدا بود نه بهشت...

خدا در زندگی ما چگونه است؟هدف است یا بهانه؟

عجب صبری خدا دارد

عجب صبری خدا دارد
اگر من جای او بودم
همان یك لحظه اول، كه اول ظلم را میدیدم از مخلوق بی وجدان
جهان را با همه زیبایی و زشتی ، به روی یكدگر ، ویرانه میكردم
عجب صبری خدا دارد

اگر من جای او بودم
كه می دیدم یكی عریان و لرزان ، دیگری پوشیده از صد جامه رنگین
زمین و آسمان را واژگون مستانه می كردم
عجب صبری خدا دارد

ادامه نوشته

حرف دل من

سلام

این شعر رو در مدتی که منتظر ترم 1 بودم فراهم کردم .حرف دلی هست که اگر بخوام تو قالب نثر توضیحش بدم خیلی طول میکشه. مخصوصا  منی که آدم خاطره بازی هستم.

امیدوارم مثل شعر رفقای دیگه قابل قبول باشه.

پیشکشه همه رفقای گل.

ادامه نوشته

مرد ایرانی بشیم

اين بار اگر زن زيبارويی را ديديد؛
 
هوس را زنده به گور كنيد و خدا را شكر كنيد براي خلق اين زيبايی!



 زير باران اگر دختری را سوار كرديد؛......
ادامه نوشته

آشنایی شیمیایی با جواهرات

لاجورد

 

 

ترکیب شیمیایی: سیلیکات آلومینیوم ،سدیم،گوگرد

رنگ :آبی لاجوردی تا آبی متمایل به سبز

شکل بلور :کوبیک

جلا :شیشه ای تا کدر

سختی :5/6_5

چگالی :24/2

محل یافت :ایتالیا ،شمال چین،آمریک ،هند

 

 

لاجورد را سنگ ارمنی هم میگویند .رنگ این جواهر آبی بسیار پررنگ ،با نقطه های زرد است.نقطه های زرد رنگ ترکیبات گوگرد دار و اغلب پیریت هستند.این جواهر در سنگهای آذرینی که سیلیس کمی داشته باشند و در عوض ترکیبات سدیم و کلسیم آن زیاد باشد و همچنین در سنگهای آهکی که دگرگون شده باشند.یافت میشوند.لاجورد در اسیدکلریدریک حل میشود

بقیه ادامه مطلب

ادامه نوشته

شش پالایشگاه بزرگ جهان

 

بزرگترین پالایشگاه دنیا حال حاضر پالایشگاه نفت jamnagar refinery کشور هند میباشد
این پالایشگاه در سال 1999 با ظرفیت 661000 بشکه در روز افتتاح گردید و در سال 2008 ظرفیت این پالایشگاه به 1240000 بشکه در روز افزایش یافت که بزرگترین پالایشگاه حال حاضر دنیاست
 
 
دومین پالایشگاه بزرگ دنیا پالایشگاه نفت Paraguana Refining Complex (CRP) ونزوئلا میباشد

که ظرفیت این پالایشگاه 940000 بشکه در روز میباشد



 
بقیه ادامه مطلب


ادامه نوشته

صندلی داغ داغ

با سلام خدمت همه دوستان

قرعه صندلی داغ این هفته  با وجود تمام حاشیه ها به نام من افتاد.

امیدوارم که مثل صندلی داغهای قبلی مورد پسند همه قرار بگیره.

حرفهای سربسته یک زن ومرد یرانی

زن ایرانی:

پیاده از کنارت گذشتم، گفتی: "قیمتت چنده خوشگله؟"

سواره از کنارت گذشتم، گفتی: "برو پشت ماشین لباسشویی بنشین!"

در صف نان، نوبتم را گرفتی چون صدایت بلندتر بود

در صف فروشگاه نوبتم را گرفتی چون قدت بلندتر بود


...........

مرد ایرانی:


پیاده از کنارم گذشتی و اخمت سهم نگاه مشتاق من بود و لبخندت نصیب آنکه سواره بود

سواره از کنارم گذشتی و مرا اصلاً ندیدی و کرشمه ات را
به آنی ارزانی دادی که قیمت ماشینش از خونبهای من بیشتر بود

در صف نان صدای لطیفت نانوای خسته را به وجد آورد و نوبتم را گرفتی
و بروی خودت هم نیاوردی

.بقیه در ادامه مطالب..

ادامه نوشته

گناهان یک شهید

صدای انفجار آمد و سنگرش رفت هوا. هر چه صدایش زدیم جواب نداد ... رفتیم جلو سرش پر از ترکش شده بود. جیبهایش را خالی کردیم یک کاغذ تویش پیدا کردیم که روش نوشته بود: گناهان هفته: شنبه: احساس غرور از گل زدن به طرف مقابل؛ یکشنبه: زود تمام کردن نماز شب؛ دوشنبه: فراموش کردن سجده شکر یومیه؛ سه شنبه: شب بدون وضو خوابیدن؛ چهارشنبه: در جمع با صدای بلند خندیدن؛ پنج شنبه: پیش دستی فرمانده در سلام کردن؛ جمعه: تمام نکردن صلواتهای مخصوص جمعه


تفاوت بین زن و مرد تفاوت ساختاری است

تفاوت بین زن و مرد تفاوت ساختاری است،

انسان‌ها از دو صنف تشکیل شده‌اند که هر کدام دارای کاربردهای گوناگون و استعداد و توانمندی‌های مخصوص به خود هستند.
«یکی از تفاوت‌های زن و مرد تفاوت جنسی است که از درجه اهمیت پایینی برخوردار است».
انسان خلیفه‌الله است، «نقطه خلیفةاللهی در رسالت زندگی انسان، قدرت خلاقیت انسان است. هر بخش از سازندگی به یک صنف از انسان‌ها واگذار شده است که یک بخش آن سفت‌کاری و بخش دیگر آن ظریف‌کاری است».

.................
ادامه نوشته

به من بتاب...

تو ای شکوهمند من

شکوه دلپسند من
تو آن ستاره بودی
که مهر آسمان شدی
زمهر برترآمدی
فرازکهکشان شدی

به دره ها نگاه کن

...

ادامه نوشته

هر روز برای تمام فرزندان انقلابی ات در سراسر جهان 12 بهمن دیگری ست

مگه میشه برای شما ننوشت

مگه میشه برای سالروز ورود شما شادی نکرد، اشک نریخت، شکر نکرد

مگه میشه عاشقانه شما رو دوست نداشت...

...

گاهی فکر می کنم اگر در زمان دیگری به دنیا آمده بودم زمانی قبل از شما !

اگر قبل از انقلاب فرصت زندگی ام شروع و تمام می شد!

همان انقلابی که انفجار نور بود و هست و خاموش نخواهد شد،

همان انقلابی که دنیا را نورانی خواهد کرد،

همان انقلابی که بدون نام شما در هیچ کجای جهان شناخته شده نیست،

چه منتی خدا بر سرمان نهاد با وجود شما

...

هر روز برایم زنده تر می شوی

هر روز قلب ما باند فرودگاه شما می شود

هر روز برای ما و برای تمام فرزندان انقلابی ات در سراسر جهان 12 بهمن دیگری ست

و امروز هم این انقلابها بی نام شما در هیچ کجا شناخته شده نیست.

حسرت سرخ

ماهی سیاه برکه

                     از ابتدای تولد در حسرت قرمز بودن

                                                    می سوخت.

او رنگ قرمز را دوست داشت

و دل آزرده از این که

چرا رنگ پوست او سرخ نیست
ادامه نوشته

روز قسمت

روزی از روزها روز قسمت بود و خدا هستی را قسمت می كرد. خدا گفت : چیزی از من بخواهید. هر چه كه باشد به شما عطا خواهم كرد. سهمتان را از هستی طلب كنید، زیرا خدا بسیار بخشنده است. هر كه آمد چیزی خواست. یكی بالی برای پریدن و دیگری پایی برای دویدن. یكی جثه ای بزرگ خواست و آن یكی چشمانی تیز. یكی دریا را انتخاب كرد و یكی آسمان را.

............

ادامه نوشته

شعر سبز اخوان

با تو ديشب تا كجا رفتم

تا خدا وانسوي صحراي خدا رفتم

من نمي گويم ملايك بال در بالم شنا كردند

من نمي گويم كه باران طلا آمد

ليك اي عطر سبز سايه پرورده

اي پري كه باد مي بردت

از چمنزار حرير پر گل پرده

تا حريم سايه هاي سبز

تا بهار سبزه هاي عطر

تا دياري كه غريبيهاش مي آمد به چشم آشنا ، رفتم

ادامه نوشته

فقط دانشجویان میفهمند

قانون پایستگی واحد :واحد ها نه از بین میروند و نه پاس میشوند بلکه از
ترمی به ترم دیگر انتقال میابند !


تقلب چیست؟ یک سری اعمال ننگین در صورت این کاره بودن شخص امتحان دهنده
آخر عاقبت خوش وخرمی داردنوع خاصي از  هلو برو تو گلو


شب امتحان شبی که در آن نسکافه و قهوه از والیوم ده هم خواب آورتر می
شوندشب ر ق ص و پایکوبی کلمات جزوه و کتاب بر روی سسلسله اعصاب محیطی و
مرکزی دانشجو


دانشجویان ساکن خوابگاه :  جنگجویان کوهستان


دانشجویان پرسر و صدا : گروه لیان شان پو

بقیه در ادامه مطلب..

ادامه نوشته

شروع بدبختی

سلام بچه ها

درسو بیخیال شید. دلار شد ۱۷۶۰تومن. سکه شد ۶۲۷ تومن. بیچاره آقایونی که باید مهر بدن...

از فردا روزه بگیرید.خودتون رو برای آینده آماده کنید.

دوستی -شاهکار حمید مصدق

من گمان میکردم ،دوستی همچون سروی سرسبز ، چهار فصلش همه آراستگی ست

من چه میدانستم ، دل هر کس دل نیست

قلبها، ز آهن و سنگ ، قلبها ، بی خبر از عاطفه اند

در میان من وتو فاصله هاست، گاه می اندیشم...

ادامه نوشته

دلم تنگته

با حس عجیبی

با حال غریبی

دلم تنگته

پر از عشق و عادت

بدونه حسادت

دلم تنگته

ادامه نوشته

اطلاعیه

سلام

هر كي فايلهاي امتحاني آشنايي رو گرفته به من خبر بده

جواب زيباي فروغ فرخزاد به حميد مصدق

 

"
من به تو خنديدم
چون كه مي دانستم
تو به چه دلهره از باغچه همسايه سيب را دزديدي
پدرم از پي تو تند دويد
و نمي دانستي باغبان باغچه همسايه
پدر پير من است
من به تو خنديدم
تا كه با خنده تو پاسخ عشق تو را خالصانه بدهم
بغض چشمان تو ليك لرزه انداخت به دستان من و
سيب دندان زده از دست من افتاد به خاك
دل من گفت: برو
چون نمي خواست به خاطر بسپارد گريه تلخ تو را ...
و من رفتم و هنوز سالهاست كه در ذهن من آرام آرام
حيرت و بغض تو تكرار كنان
مي دهد آزارم
و من انديشه كنان غرق در اين پندارم
كه چه مي شد اگر باغچه خانه ما سيب نداشت

شعر سیب حمید مصدق

سیب

 

 

 

تو به من خندیدی
و نمی دانستی
من به چه دلهره از باغچه همسایه
سیب را دزدیدم
باغبان از پی من تند دوید
سیب را دست تو دید
غضب آلود به من کرد نگاه
سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک
و تو رفتی
و هنوز ...
سال هاست که در گوش من آرام آرام
خش خش گام تو تکرار کنان
می دهد آزارم
ومن اندیشه کنان  غرق این پندارم
که چرا باغچه کوچک ما سیب نداشت ؟!!!