خرزدم،هی خرزدم،هی خرزدم

اول اشعاربا نام خدا  
با سلامی خدمت اهل صفا  
بشنوازمن چون حکایت می کنم  
درد دانشجوروایت می کنم  
درهوایی سردشعری گفته ام  
بشنوید ازدرد شعری گفته ام   
‘سر من ازناله من دورنیست’  
گرچه اصلا سورو ساتم جورنیست  
شعر من معجونی اززخم دل است  
تحفه ای آورده ام ناقابل است  
شعرمن دردمن و زخم شماست  
کار آن واکردن اخم شماست  
بر جوانی خودم آذرزدم  
خرزدم،هی خرزدم،هی خرزدم  
چون نتایج آمد اشکم شد روان  
فحش دادم برزمین و برزمان  
لیک دیدم من که شکرحق سزاست  
حکما این هم قسمت وتقدیر ماست

یه کم خنده....

چند تا عکس دیدم گفتم بزارم یه کم بخندیم....


این جا مشهد است


این جا مشهد است



به هر طرف كه روكنی



عقربه نگاهت،به سمت حرم می چرخد



آن جا بهشت را می نوشی.



 



هر چه شیخ است ،اطراف حرم است:



شیخ طوسی ، شیخ طبرسی ، شیخ بهایی...



در زیرگذر حرم، با اشتباهی كوچك



به جای امام رضا، نواب روبرویت سبز می شود



نواب تورا به میدان عدالت می برد

.

.

.


ادامه نوشته

مهندس.....

مهندس کیست؟

در واقع "مهندس" به کسی میگن:
که تو کاری تخصص داره و کاری رو به خوبی انجام میده.

 همین کلمه ی "مهندس" با حفظ سمت,
به کسایی که تو یه کاری گند میزنن هم گفته میشه.

بعد در جای دیگه ممکنه "مهندس" در قالب یک اسم اشاره,
به کسی که اسمشو نمی دونیم هم استفاده بشه.

همچنین اگه همین کلمه ی "مهندس" خوب ادا شه,
میتونه در حکم فحش هم باشه !!!!!!!!!

یادش بخیر.....

توی ده شلمرود
فلفلی مرغش تک بود
یه ده بود و یه فلفلی
یه مرغ زردکاکلی
یه روز که خیلی خسته بود
کنج اتاق نشسته بود
یه دزد رندناقلا
.

.

.

ادامه نوشته

حالت چشم دانشجویان دختر و پسر

هنگام درس دادن استاد سر کلاس
(-.-) (-.-) (-.-) (-.-) (-.-) (-.-) (-.-) (-.-)


استاد خبر امتحان رو میده وقتی
(o.O) (o.O) (o.O) (o.O) (o.O) (o.O)


موقع امتحان
(←.←) (→.→) (←.←) (→.→) (←.←) (→.→)


وقتی استاد موقع امتحان حواسشو جمع میکنه واسه مچ گیری

(↓.↓) (↓.↓) (↓.↓) (↓.↓) (↓.↓)


وقتی که نمره ها رو میزنن

(͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏)

زمانى در آبادى شايع شده بود كه نصرالدين در كار قاچاق افتاده است،
اما هيچ كس نمى‌دانست، جنسى كه او قاچاق مى‌كند چيست.
اين خبر پيچيد و پيچيد تا به اطلاع نظميه‌ى آبادى رسيد،
آنها نيز مأمورين ويژه‌اى بر او گماردند تا در دخول و ورود از آبادى وى را بازرسى نمايند.
ولى هر دفعه كه ملا بارى به آبادى مى‌آورد آنها چيزى در بار او نمى‌يافتند؛
.

.

.

ادامه نوشته

ملاک...

چند وقت پیش یه آقایی برای یه کاری چند باری به دفتر مراجعه کرد . شخص محترم و خوش برخوردی بود . یه روز ازم پرسید : آقای ....تو ازدواج کردی ؟ وقتی جواب منفی شنید دلیلش رو پرسید گفتم : درس و کار ! اونم با ناراحتی جواب داد: آره! الان همه جوونا همینطوری شدن یکیش همین دختر من که تا حالا کلی خواستگار داشته اما همش درس رو بهونه کرده ! بعد بهم گفت : حالا اگه بخوای خودم می تونم برات آستین بالا بزنم ! پیش خودم فکر کردم حتما از من بخاطر رفتارم خوشش اومده و ازم بخواد که بیام خواستگاری دخترش ! گفتم : اتفاقا  اگه شخصی باشه که با هم تفاهم داشته باشیم و  خودش هم برای ازدواج با من راضی باشه حرفی ندارم ! پرسید : ملاک تو برای ازدواج چیه ؟ منم خواستم یکم خوش شیرینی کنم گفتم : وا... ملاک خاصی نیست هر چی شما صلاح بدونین !!! ایشون هم گفـت : همینه ! مشکل تو همینه که ازدواج رو به مسخره گرفتی و فکر می کنی که همه ملت الاف تو هستن تا یکی دخترش رو بیاره دو دستی تحویل تو بده ! وگرنه اگه الان کور و علیل هم بودی ازدواج کرده بودی !

استاد عقل نداره !!

استاد سر کلاس گفت کسی خدا رو دیده؟ همه گفتند : . . . نه . . . !
استاد گفت کسی صدای خدا را شنیده ؟ همه گفتند : . . . نه . . . !
استاد گفت کسی خدا را لمس کرده؟ همه گفتند : . . . نه . . . !
استاد گفت پس خدا وجود ندارد.
یکی از دانشجویان بلند شد و گفت :
کسی عقل استاد را دیده ؟ همه گفتند : . . نه .. !
دانشجو گفت کسی صدای عقل استاد را شنیده ؟ همه گفتند : . . نه . . !
دانشجو گفت کسی عقل استاد را لمس کرده ؟ همه گفتند : . . نه . . !
دانشجو گفت پس استاد عقل ندارد ...

چند جملهٔ قصار از جوادِ خیابانی...

کسی که لیزر انداخته قطعا توی استادیومه...!
.....
استقلال ۱...چون یه گل زده...پرسپولیس ۰...چون یه گل نزده...!
... ... ... .....
... ايگواين حمله ميکنه... البته کاکا هستش چون ايگواين ۲۰ دقيقه پيش تعويض شد!
.....
مسي خيلي بهتر از كيريس رونالدو هست؛ ولي انصافاً رونالدو هم چيزي از مسي كمتر نداره
.....
حالا دیگه با بودن هاشمیان در زمین قدرت سرزنی نوروزی هم بالا میره..!!
.....
نقطه پنالتی رو میبینیم که در محوطه جریمه قرار گرفته!!
.....
دوربين داره ساق پاي بازيكن‌ها رو نشون ميده :...
خستگي رو ميشه از ساق پاي بازيكنا ديد

کلاس!

ﻋﺎﺷﻖ ﺍﻭﻥ ﻟﺤﻈﻪ ﺍﻡ ﮐﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﻣﯽﭘﺮﺳﻪ:ﺗﺎ ﮐﺠﺎ ﺩﺭﺱ ﺩﺍﺩﻡ؟

ﻫﻤﻪ ﻣﺜﻪ ﺑـُــﺰ ﻫﻤﺪﯾﮕﻪ ﺭﻭ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﯽﮐﻨﻦ ﻭ

ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﺟﻮﺍﺑﯽ ﻧﻤﯽ ﺩﻩ


یه معمای بامزه!

ادامه نوشته

یک توطئه بزرگ...

سگ بسته اند....

دور مرز پرگهرسگ بسته اند
در وطن شام و سحر سگ بسته‌اند
توی هر کوی و گذر سگ بسته‌اند

از خلیج فارس این سگان
تا خود بحرخزر سگ بسته‌اند

پاچه‌ای در مملکت سالم نماند
بسکه در این بوم و بر سگ بسته‌اند

.

.

ادامه نوشته

متخصص قلب...

معروفترين پزشک متخصص قلب نيويورک فوت کرد و در مجلس ختم باشکوهش

يک ماکت بزرگ قلب در پشت تابوت او قرار داده بودند که در پايان مراسم

همراه با مارش عزا دريچه هاي آن قلب باز شد و تابوت را به درون خود فرو برد

همه از اين ابتکار به اعجاب و تحسين آمدند، ولي يکي از پزشکان در رديف اول

ناگهان شروع کرد به قهقهه و اصلا نميتوانست خودش را کنترل کند. عاقبت کشيس

به او تذکر داد، ولي او گفت پدر روحاني، من مقصودي ندارم، فقط مجسم کردم

اگر من که متخصص زنان و زايمان هستم بميرم اين صحنه چگونه اجرا ميشود

با اين گفته کشيش و تمام مجلس هم بي اختيا ريسه رفتند و جلسه بهم خورد

اول ترم و تغ و لغ بودن کلاس ها

اول مهر یا ابتدای هر ترم دانشجوها تو فکرن که برن کلاس یا نه چون ممکنه تا دانشگاه برن و کلاس نباشه و ضد حال بخورن اما حضور دانشجوها رو میشه به این شکل بررسی کرد :


ا) یک عده ای به دانشگاه می رن تا بعد از مدتها دوستان مونث یا مذکر خودشون رو ببینن.
.
.
.
ادامه نوشته

خاطرات یه دوست عینکی

نصفه شب از خواب پريدم ..... يه " هزار پا " داشت روي سينم به صورت کاملا پريوديک با

فرکانس ثابتي حرکت ميکرد ،

... من و ميگي .....!!!! بلللللللند شدم رو هوا با يه حرکت فيليپيني همينجور که داشتم دور

خودم مي پيچيدمو به لباسام چنگ مينداختم در اتاقو وا کردم پريدم تو هال ، ( يعني تو

اون لحظه اگه لينچان و جت لي و جکي چان با هم ميريختن سرم ، ازم کتک ميخوردن ،

اصن کنترلمو کاملا از دست داده بودم ) .

يه هاله ي ضعيفي از نور تو يه قسمتي از هال افتاده بود ، مثه يوز پلنگ خودمو رسوندم

اونجا ديدم يه چيزي چسبيده به شلوارم ، مارو ميگييييييي؟؟؟

با تمام قدرت با کف دست با پشت دست با مشت با آرنج همينجوري داشتم ميکوبيدم

به پام ، حالا منه بد بخت هم دستم درد گرفته بود هم پام ، ازون طرفم داشتم زهره ترک

ميشدم ، فکر ميکردم اين پاهاش گير کرده تو شلوارم واسه همين کنده نميشه ، آقا

دورخيز کردم با پا رفتم تو ديوار تا له بشه ، دو سه تا غلتم روي زمين زدم تا کاملا پرس

بشه ، يعني حرکاتي کردم که يه گونگ فو کار حرفه اي از انجامش عاجزه ، بعد از اينکه

خودمو آش و لاش کردمو دهن دستو پام سرويس شد پريدم چراغو روشن کردم که ديدم

بدبخت پرس شده ( بازم چشام خوب نميديد )

عينکمو زدم ديدم اههههههههه اينکه هزار پا نيست........ مارک " آديداس " بود که روي

شلوارم دوخته شده بود ، تا چند روز بعدش دست و پام درد ميکرد

انجمن

سلام

کار ساختن انجمن رو پایانه و فقظ کمی کار گرافیکی کم داره

از دوستان عزیز می خوام که سری به به انجمن بزن و عضو بش تا کار انتقال از این وبلاگ رو به انحمن رسما شروع کنیم

در آخر خوشحال می شم اگه پیشنهادی دارید بشنوم

آدرس انجمن    http://mshimi89.zio.ir/index.php



بار طلا....

    روزی روزگاری توی یه قافله دو تا الاغ کنار هم حرکت میکردند. یکیشون چند تا کیسه طلا حمل میکرد و اون یکی چندتا گونی جو .

    اونیکه کیسه طلا رو دوشش داشت به خودش مغرور بود و به اون یکی فخر میفروخت .
    و اون یکی آروم و بی صدا و سر به زیر راه میرفت .
    از قضا دزدها به قافله ی اونها حمله کردند .
.
.
.
 

ادامه نوشته

چند روز پیش برای عوض کردن روغن ماشینم به مکانیکی رفته بودم ..که دختر خانومی 27-26 ساله با کبکبه و دبدبه وارد شد و به مکانیک گفت :
ببخشید آقا
یه 710 میخواستم میشه لطف کنین بدین؟؟
مکانیک گفت :710 تا چی؟؟
دختر خانوم گفت : 710 تا هیچ چی؟‍!! ..710 ماشین من گم شده ..اگه میشه یه دونه بدین !!
مکانیک گفت : 710؟؟؟ حالا این 710 چی هست ؟؟
دختر خانوم که عصبانی شده بود گفت : آقا مگه من باهات شوخی دارم میگم یه 710 بده ...چون خانومم فکر میکنی حالیم نیست
نه خوبم حالیمه. !!!!!!!!!
مکانیک بیچاره گفت :خدا شاهده خانوم جسارت نکردم .. ولی من نمیدونم شما چیو میگین؟؟
دختره که فکر می کرد یارو داره جلو من دستش می ندازه گفت : بابا جون عجب مکانیک بی عرضه ای هستی تو ..همونی که وسط موتور ماشینه
..کارش نمیدونم چیه ولی همه ماشین خارجی ها دارن این قطعه رو .. مال منم همیشه بوده ...حالا من گمش کردم و یکی لازم دارم!!
مکانیکه که کلافه شده بود یه کاغذ داد به خانومه و گفت میشه شکل این قطعه رو بکشی این جا؟؟
دختر خانوم هم با کلی ژست انگار که الان داوینچی می خواد مونالیزا رو بکشه یه دایره کشید و وسط اون نوشت 710 مکانیک یه نیگاهی به شاهکار نقاشی انداخت و یه نگاهی هم به موتور ماشین من که درش باز بود کرد و گفت :
خانوم این قطعه رو که میگین تو این ماشین هم هست؟؟ دختر خانوم باخوشحالی جیغی کشید وگفت آره اوناش...!!!! میدونین چی رو نشون داد؟؟.........

ادامه نوشته

فرصت....

اگه دم آخر بتونی یه جمله به عزرائیل بگی چی میگی؟

1- تو رو جون بچه هات بیخیال شو!

2- مگه ما آدما چه بدی به تو کردیم!

3- بیا بگیر راحتمون کن نکبت!

4- کورخوندی به این آسونیا نمیدمش!

5- آخه این همه بردی به کجا رسیدی!

6- لطفا بی حس کنندشو زیاد کن!

7- بیا قایم موشک بازی کنیم،اول تو چشم بزار!

8- عزیزم زمونه عوض شده،حالا بگیر این زیر میزی رو!

9- یکی اون داس و از دست این دیوونه بگیره!

10- اول یه آدامس بجوئم بعد!

11- ای روانی! قاتل زنجیره ای!مریض!

12- شیطونه میگه پاشم بزنم ....!

13- ببینم به روح اعتقاد داری!

14- نوبتیم باشه اول نوبت قبلیه!

15- بابا بی خیال ما برو نفر بعدی!

16- به عمو جنتی بگم بیاد لِهت کنه

انسان...

چه کسی می گوید که گرانی شده است ؟! دوره ی ارزانی ست ! دل ربودن ارزان ، دل شکستن ارزان
دوستی ها ارزان ، دشمنیها ارزان ، چه شرافت ارزان ، تن عریان ارزان
آبرو قیمت یک تکه نان و دروغ از همه چیز ارزانتر
قیمت عشق چقدر کم شده است ! کمتر از آب روان ،و چه تخفیف بزرگی خورده ست قیمت هر انسان ..!

خصوصیات دانشجوهای کشورهای مختلف

    ژاپن: به شدت مطالعه می کند و برای تفریح ربات می سازد!

    مصر: درس می خواند و هر از گاهی بر علیه حسنی مبارک، در و پنجره دانشگاهش را می شکند!

    هند: او پس از چند سال درس خواندن عاشق دختر خوشگلی می شود و همزمان برادر دوقولویش که سالها گم شده بود را پیدا می کند. سپس ماجراهای عاشقانه و اکشنی(ACTION) پیش می آید و سرانجام آندو با هم عروسی می کنند و همه چیز به خوبی و خوشی تمام می شود!
.
.
.

ادامه نوشته

مادر زن , و تيز هوشي داماد آخر

زنى سه دختر داشت که هر سه ازدواج کرده بودند.
- يکروز تصميم گرفت ميزان علاقه‌اى که دامادهايش به او دارند را ارزيابى کند.
- يکى از دامادها را به خانه‌اش دعوت کرد و در حالى که در کنار استخر قدم مى‌زدند
از قصد وانمود کرد که پايش ليز خورده و خود را درون استخر انداخت.
- دامادش فوراً شيرجه رفت توى آب و او را نجات داد.
- فردا صبح يک ماشين پژو ٢٠٦ نو جلوى پارکينگ خانه داماد بود و روى شيشه‌اش نوشته بود:
«متشکرم! از طرف مادر زنت»
- زن همين کار را با داماد دومش هم کرد
و اين بار هم داماد فوراً شيرجه رفت توى آب وجان زن را نجات داد.
- داماد دوم هم فرداى آن روز يک ماشين پژو ٢٠٦ نو هديه گرفت که روى شيشه‌اش نوشته بود:
«متشکرم! از طرف مادر زنت»
- نوبت به داماد آخرى رسيد.
- زن باز هم همان صحنه را تکرار کرد و خود را به داخل استخر انداخت.
امّا داماد از جايش تکان نخورد.
او پيش خود فکر کرد وقتش رسيده که اين پيرزن از دنيا برود پس چرا من خودم را به خطر بياندازم.
- همين طور ايستاد تا مادر زنش درآب غرق شد و مرد.
فردا صبح يک ماشين بى‌ام‌و کورسى آخرين مدل جلوى پارکينگ خانه داماد سوم بود
که روى شيشه‌اش نوشته بود: «متشکرم! از طرف پدر زنت.

زبان حال یک مختلس

«گویند مرا چو زاد مادر»
راه و روش پریدن آموخت
تا یک شبه راه بیست ساله
با سرعت جت رسیدن آموخت
راه زد و بند و گاو بندی
صد دوز و کلک شنیدن آموخت
فهماند به من هزار ترفند
تا شیوه ی بز خریدن آموخت
.
.

ادامه نوشته

از كجا آورده اي؟؟

اين همه تيپ خفن را از كجا آورده اي؟
هالۀ دور بدن را از كجا آورده اي؟
گرچه ما را فيلم كردي مدتي ، اما بگو
اين همه تنديس كـَن را از كجا آورده اي؟
روزاول يك عدد كاپشن تنت بود اي عمو
حال ده تا كاپشن را از كجا آورده اي؟
مست مي گردند زن ها از شميم كوي تو
اين همه مشك ختن را از كجا آورده اي؟
.
.

ادامه نوشته

اندر تفاوت‌های خوابگاه‌های دخترانه و پسرانه

تفریحات در خوابگاه پسرانه:
- بچه‌ها امروز نوبت کیه قلیون رو چاق کنه؟! ... اِ [...] خوردی! من نیم ساعت پیش قلیون رو چاق کردم!
* بچه ها به نظرتون یکم در مصرف قلیون زیاده روی نمی‌کنیم؟!
+ به نظرم همین طوره! من چشام خیلی ضعیف شده؛ اصلاً شماها رو خوب نمی‌بینم!
- سوسول بازی در نیار بچه! چشات ضعیف نشده! چون اتاق پر دوده هیچی نمی‌بینی! یکی پاشه بره اون پنجره رو باز کنه!

تفریحات در خوابگاه دخترانه:
- المیراجون! همون سی دی رو بذار... (خواننده گرامی! دسترسی به ادامه متن امکان پذیر نمی‌باشد!)

*****

انجام تکالیف درسی در خوابگاه دخترانه:
- لوس نشو المیرا! استاد گفته هر کس تمرین‌های خودش رو خودش حل کنه. تو هم مثل بقیه بچه‌ها خودت برو تمرینت رو حل کن. استاد اگه بفهمه از روی هم نوشتیم یا حتی اگه یک ذره جواب‌هامون شبیه هم باشه و شک کنه نمرمون رو کم میده!

انجام تکالیف درسی در خوابگاه پسرانه:
- اوه! بچه‌ها! ساعت سه نصفه شبه! یادمون رفته بود فردا ساعت هشت کلاس ریاضی داریم.
* بی‌خیال! ساعت نه و ربع می‌ریم حاضری می‌زنیم!
- اوه! یه چیز دیگه هم یادم اومد! استاد بهمون تمرین هم داده بود.
* خب حالا که اینطور شد پنج دقیقه زودتر می‌ریم دانشگاه از المیرا جواب تمرین‌ها رو می‌گیرم همه کپ بزنیم از روش!

ترس‌ها در خوابگاه پسرانه:
- بچه‌ها؛ به نظرتون نیما که الآن شصت و سه ساعته خوابه زنده است یا مُرده؟! طبیعیه این همه خوابیده؟!
* اِ یک وقت بیدارش نکنی‌ها! اعصاب نداره! تو این چند روزه خیلی زحمت کشید. هیچ می‌دونی چند تا جام قهرمانی گرفت؟! بیچاره یک هفته شبانه‌روزی داشت با پلی‌استیشن فیفا بازی می‌کرد.

ترس در خوابگاه دخترانه:
- سوسک! بچه‌ها سوسک! به جون خودم سوسک دیدم!
* اوهوی! چه غلطی می‌خوای بکنی؟! نزنی‌ها! سوسک خوبیه! می‌شناسیمش! جوجه ترم اولی! از این سوسول بازی‌ها در بیاری توی کیفت موش می‌اندازم‌ها!

***

شادی ها در خوابگاه دخترانه:
- بچه‌ها! بالاخره امروز بهم پیشنهاد ازدواج داد؛ خیلی خوشحالم مرد آرزوهام رو پیدا کردم.

شادی در خوابگاه پسرانه:
- دیدین گفتم زدن مخ این یکی هم کاری نداره؟! بهش پیشنهاد ازدواج دادم، IQ هم باور کرد.
* یه وقت المیرا نفهمه به اون هم پیشنهاد ازدواج دادی.
- المیرا کیه؟! ... آهان! خوب شد گفتی! حواسم هست!

سرشماری در استان های مختلف

اردبیل

– سلام
- نه منه ؟ (چه کار داری)
- سرشماری اوچون گلمیشم (برای سر شماری اومدم)
- ها !
- سرشماری، آمارگر، چند تا سوال دارم
- خودش خونه نیست
- شما چندتا بچه دارین ؟
- سنه نه ؟ (به تو چه مربوطه)
- سرشماری ماموریم (مامور سرشمارم)
- کپک اوغلی ایت جهنمه بلی نن ور رام پخون چیخار (گم شو پدرسگ تا با بیل نکشتمت)
- چرا هول میدی ؟ دارم میرم خوب
- ……
.

ادامه نوشته

دندان لق اهل طنز ...

شاعری دیدم که خرخر می نمود  
جیبهایش را بسی پر می نمود
 
شعرهای پاچه خاری می سرود
با دو کیلو پشم، زاری می نمود
 
بیست میلیون می گرفت و بازهم
روی آن جانب نمی گردید کم
 
می سرود از هرچه تا هرچی شدن
از نوار غزه تا سی دی شدن
 
ازفلسطین و شعار و توپ و جنگ
مشت هایش رو به بالا و قشنگ
 
جبهه را حتا به خوابش هم ندید
می سرود از طعم  احساس شهید

.

.

.

ادامه نوشته