ذکر استاد باصری (قدّس الله روحه العزیز) !
درس او درسی قوی و ۲۴ واحد که خاص او را بود چنانکه استاد ورامینیان(رضی الله عنه) در حق او گفت که اگر مشروط بود به حرف من مقبول نگردد و اگر مقبول بود به قبول من مشروط نگردد و هنوز معلوم نیست که این حرف از چه روی زد! و انصافاً جدی و جهدی عظیم داشت در اخذ مدرک دکترا و پیوسته در ریاضت و کتابت جزوات و ترکیب مواد و در زی ترم هشت بود که این سخن ["پی ستویشن"] از او پیدا شد و جمله اساتید کبّار در کار او عبا کردند و گفتند او را در کیمیا قدمی نیست و این نه از جهت طرز تلفظ آن بلکه از آن بود که نا خشنودی اساتید از سرمستی او این بار آورد!
***
نقل است که مریدی در کلاس ازو پرسید [كه] شیمی چیست. گفت امروز بینی و فردا بینی و پس فردا بینی... آنروزش پای تخته یک برج تقطیر کشید و فردایش پای تخته همان برج تقطیر کشید و پس فردایش هم همان. [که] یعنی شیمی اینست!
***
منسوب است به او جماعتی را از مریدان که از درک دریای معرفت اسرار کیمیای ترم قبل او باز مانده و ترم بعد نزدش آمدند و گفتند چه گویی در حق ما که مریدان ترم قبل توییم و ایشان که ترمکند! .. گفت ایشان را دو ثواب است و شما را یکی از آنکه شما را به پاس شدن حسن ظنی بیش نیست و ایشان از قوت نمره به پر و پاچه ی من میجنبند و پاچه خواری در پاس شدن اصل است و حسن ظن فرع!
***
... پس هرکسی ورقه تقلبی به وری می انداخت، مرید ترم قبلی موافقت را نگاهی کرد! هادی باصر آهی کرد. گفتند از این همه تقلب هیچ آهی نکردی از نگاهی آه کردن چه معنی است؟ گفت از آنکه این سوالات ترم قبل است و آنان نمیدانند و معذورند ازو سختم آید که میداند که نمیباید و از این حرف مرید را وقت خوش گشت و بسیار بگرییست و نعره ها زد که شیخ فرمود: خفه! امتحانه.
