صندلی داغه داغ!!!
امشب از ساعت 7:15 در خدمتتون هستم.
امیدوارم صندلی داغ خوبی باشه و در آخر همه راضی باشن!!!

×××فقط نظرات با اسم مستعار که با هدف جنجالی کردن و تخریب جو صندلی داغ نوشنه میشن تآیید نمیشن!!×××
امشب از ساعت 7:15 در خدمتتون هستم.
امیدوارم صندلی داغ خوبی باشه و در آخر همه راضی باشن!!!

×××فقط نظرات با اسم مستعار که با هدف جنجالی کردن و تخریب جو صندلی داغ نوشنه میشن تآیید نمیشن!!×××
قمقمه : پَ ن پَ قم هالیووده
زنبوردار : کسی که همسر بلوند دارد
کاشمری : در آرزوی ازدواج
کاج : نمایندگی انتشارات گاج در دوبی
ژنتیک : ژنی که عامل اصلی تیک زدن در انسان می باشد
هشتگرد : ۵
خورشت بامیه : مسئولیت پختن خورشت بر عهده من است
وایمکس : درنگ چرا؟
خراب : نوعی نوشیدنی حاوی تکه های کوچک خر
شیردان : آنکه شیر خوب را از بد تمیز می دهد
گشتاور: یک سری همسایه نخاله که به هنگام برگزاری مهمانیهای شبانه پلیس را خبر می کنند.
البرز: عربها به « پرز » گویند
از لحظه اي که در يکي از اتاق هاي بيمارستان بستري شده بودم،
زن و شوهري در تخت روبروي من مناقشه بي پاياني را ادامه مي دادند.
زن مي خواست از بيمارستان مرخص شود و شوهرش مي خواست او همان جا بماند.
از حرف هاي پرستارها متوجه شدم که زن يک تومور دارد و حالش بسيار وخيم است.
در بين مناقشه اين دو نفر کم کم با وضيعت زندگي آنها آشنا شدم.
يک خانواده روستائي ساده بودند با دو بچه. دختري که سال گذشته وارد دانشگاه شده
و يک پسر که در دبيرستان درس مي خواند و تمام ثروتشان يک مزرعه کوچک، شش گوسفند و يک گاو است.
در راهروي بيمارستان يک تلفن همگاني بود و هر شب مرد از اين تلفن به خانه شان زنگ مي زد.
صداي مرد خيلي بلند بود و با آن که در اتاق بيماران بسته بود، اما صدايش به وضوح شنيده مي شد.
موضوع هميشگي مکالمه تلفني مرد با پسرش هيچ فرقي نمي کرد:
«گاو و گوسفند ها را براي چرا برديد؟ وقتي بيرون مي رويد، يادتان نرود در خانه را ببنديد. درس ها چطور است؟
نگران ما نباشيد. حال مادر دارد بهتر مي شود. بزودي برمي گرديم...»
.
.
.