صندلی داغ داغ
قرعه صندلی داغ این هفته با وجود تمام حاشیه ها به نام من افتاد.
امیدوارم که مثل صندلی داغهای قبلی مورد پسند همه قرار بگیره.

قرعه صندلی داغ این هفته با وجود تمام حاشیه ها به نام من افتاد.
امیدوارم که مثل صندلی داغهای قبلی مورد پسند همه قرار بگیره.

بيانيه شماره يك
انا لله و انا الیه راجعون
ملت شریف !
پیش از هر چیز از اینکه با بصیرت کافی و حضوری حد اکثری حماسه ایی دیگر آفریدید و بار دیگر با آرمانهای نظام مقدس میم شیمی تجدید میثاق کردید از شما تشکر مینمایم.
مع الاسف عده ایی بی بصیرت، انتخاب آرای قاطع ده میلیونی اینجانب را به هیچ کجای از بنی آدم به حساب نیاورده و با عزمی قاطع به اصل اول قانون دموکراسی گزینه ی لایک نشان داده اند و مردمی که در صفهاي طولاني اخذ راي شاهد تركيب آرا بودند تنها با حيرت و شگفتی به شعبده بازي دست اندركاران و مهندسی درب و داغان انتخابات نگاه میکنند.
اينجانب ضمن اعتراض شديد به روند موجود و تخلفات آشكار و فراوان روز انتخابات هشدار مي دهم كه تسليم اين صحنه آرايي خطرناك نخواهم شد و هواداران خود را (فوج فوج) دعوت به شرکت در راهپیمایی سکوت از جلوی خوابگاه های فرزانگان و فرهیختگان تا سلف مهندسی مینمایم.
و السلام علیکم
حسام فراست دهم ربیع الثانی ۱۴۳۳این هفته صندلی داغ کسی میخاد بشینه که یه پسر گله و من خیلی بهش ارادت دارم
جناب حمید رضا مهدی
باز فردا شب(یکشنبه)ساعت ۷تا۹باهمیم
در ضمن هم فرزانگان و هم فرهیختگان از مشاعره بپرهیزید بهتون اخطار میکنم
اگه پایه باشین مشاعره برگزار کنیم.....
.
.
.
پیاده از کنارت گذشتم، گفتی: "قیمتت چنده خوشگله؟"
سواره از کنارت گذشتم، گفتی: "برو پشت ماشین لباسشویی بنشین!"
در صف نان، نوبتم را گرفتی چون صدایت بلندتر بود
در صف فروشگاه نوبتم را گرفتی چون قدت بلندتر بود
...........
مرد ایرانی:
پیاده از کنارم گذشتی و اخمت سهم نگاه مشتاق من بود و لبخندت نصیب آنکه سواره بود
سواره از کنارم گذشتی و مرا اصلاً ندیدی و کرشمه ات را
به آنی ارزانی دادی که قیمت ماشینش از خونبهای من بیشتر بود
در صف نان صدای لطیفت نانوای خسته را به وجد آورد و نوبتم را گرفتی
و بروی خودت هم نیاوردی
.بقیه در ادامه مطالب..
جواب یک دانشجوی شیمی در دانشگاه واشینگتن به قدری جالب بود که توسط استادش در اینترنت پخش شده و دست به دست می گردد، خواندنش جالب است.
پرسش: آیا جهنم اگزوترم (دفع کننده گرم) است یا اندوترم (جذب کننده گرم)؟
اکثر دانشجویان برای ارائه پاسخ خود به قانون بویل - ماریوت متوسل شده بودند که می گوید حجم مقدار معینی از هر گاز در دمای ثابت، به طور معکوس با فشاری که بر آن گاز وارد میشود متناسب است. یا به عبارت ساده تر در یک سیستم بسته، حجم و فشار گاز ها با هم رابطه مستقیم دارند.
اما یکی از آن ها چنین نوشت:
اول باید بفهمیم که حجم جهنم چگونه در اثر گذشت زمان تغییر می کند. برای این کار احتیاج به تعداد ارواحی داریم که به جهنم فرستاده می شوند. گمان کنم همه قبول داشته باشیم که یک روح وقتی وارد جهنم شد، آن را دوباره ترک نمی کند. پس روشن است که تعداد ارواحی که جهنم را ترک می کنند برابر است با صفر.
برای مشخص کردن تعداد ارواحی که به جهنم فرستاده می شوند، نگاهی به انواع و اقسام ادیان رایج در جهان می کنیم. بعضی از این ادیان می گویند اگر کسی از پیروان آن ها نباشد، به جهنم می رود. از آن جایی که بیش تر از یک مذهب چنین عقیده ای را ترویج می کند و هیچ کس به بیش تر از یک مذهب باور ندارد، می توان استنباط کرد که همه ارواح به جهنم فرستاده می شوند.
با در نظر گرفتن آمار تولد نوزادان و مرگ و میر مردم در جهان متوجه می شویم که تعداد ارواح در جهنم مرتب بیش تر می شود.
حالا می توانیم تغییر حجم در جهنم را بررسی کنیم:
طبق قانون بویل - ماریوت باید تحت فشار و دمای ثابت با ورود هر روح به جهنم حجم آن افزایش بیابد.
اینجا دو موقعیت ممکن وجود دارد :
۱ ) اگر جهنم آهسته تر از ورود ارواح به آن منبسط شود، دما و فشار به تدریج بالا خواهند رفت تا جهنم منفجر شود.
۲ ) اگر جهنم سریع تر از ورود ارواح به آن منبسط شود، دما و فشار به تدریج پایین خواهند آمد تا جهنم یخ بزند.
اما راه حل نهایی را می توان در گفته همکلاسی من ترزا یافت که می گوید:
«مگه جهنم یخ بزنه که با تو ازدواج کنم!» از آن جایی که تا امروز این افتخار نصیب من نشده است (و احتمالاً هرگز نخواهد شد)، نظریه شماره ۲ اشتباه است:
جهنم هرگز یخ نخواهد زد و اگزوترم است.
سلام بچه ها
بعضیا نظر دادن که یه نظر سنجی بذارم که بیایید کسی که باید هفته ی بعد رو صندلی داغ بشینه رو انتخاب کنید

حالا من ازتون درخواست میکنم که توی نظرات این پست شخص مورد نظرتون رو بگید...البته یکی از پسرا
صندلی هم طبق روال عادی یکشنبه ۷تا۹ شب برگزار میشه
در ضمن نظرتون رو راجع به مشاعره ی آنلاین هم بگید.....
باتشکر مدیر غیور
هنگامي كه ناسا برنامه فرستادن فضانوردان به فضا را آغاز كرد، با
مشكل كوچكي روبرو شد.
آنها دريافتند كه خودكارهاي موجود در فضاي بدون جاذبه كار نميكنند.
)جوهر خودكار به سمت پايين جريان نمييابد و روي سطح كاغذ نميريزد(
براي حل اين مشكل آنها شركت مشاورين اندرسون را انتخابكردند.
تحقيقات بيشاز يك دهه طولكشيد، 12ميليون دلار صرف شد
و در نهايت آنها خودكاري طراحي كردند كه در محيط بدون جاذبه مينوشت،
زير آب كار ميكرد، روي هر سطحي حتي كريستال مينوشت و از دماي زيرصفر
تا 300 درجه سانتيگراد كار ميكرد.
روسها راهحل سادهتري داشتند: آنها از مداد استفاده كردند!
شرح حكايت
اين داستان مصداقي براي مقايسه دو روش در حل مسئله است.
تمركز روي مشكل(نوشتن در فضا(
يا تمركز روي راهحل(نوشتن در فضا با خودكار)