در نگاهت رنگ آرامش نمایان میشود

آه ، میترسم که دارد باز طوفان میشود

آرزوهایم ، همین کاخی که برپا کرده ام

زیر آن طوفان سنگین سخت ویران میشود

خوب میدانم که یک شب در طلسم دست تو

دامن پرهیز من تسلیم شیطان میشود

آنچه از سیمای من پیداست ،غیر از درد نیست

گرچه گاهی پشت یک لبخند پنهان میشود

عاقبت یک روز می بینی که در میدان شهر

یک نفر با خاطراتش تیر باران میشود