صندل
این هفته صندلی داغ کسی میخاد بشینه که یه پسر گله و من خیلی بهش ارادت دارم
جناب حمید رضا مهدی
باز فردا شب(یکشنبه)ساعت ۷تا۹باهمیم
در ضمن هم فرزانگان و هم فرهیختگان از مشاعره بپرهیزید بهتون اخطار میکنم
اگه پایه باشین مشاعره برگزار کنیم.....
این هفته صندلی داغ کسی میخاد بشینه که یه پسر گله و من خیلی بهش ارادت دارم
جناب حمید رضا مهدی
باز فردا شب(یکشنبه)ساعت ۷تا۹باهمیم
در ضمن هم فرزانگان و هم فرهیختگان از مشاعره بپرهیزید بهتون اخطار میکنم
اگه پایه باشین مشاعره برگزار کنیم.....
سلام بچه ها
بعضیا نظر دادن که یه نظر سنجی بذارم که بیایید کسی که باید هفته ی بعد رو صندلی داغ بشینه رو انتخاب کنید

حالا من ازتون درخواست میکنم که توی نظرات این پست شخص مورد نظرتون رو بگید...البته یکی از پسرا
صندلی هم طبق روال عادی یکشنبه ۷تا۹ شب برگزار میشه
در ضمن نظرتون رو راجع به مشاعره ی آنلاین هم بگید.....
باتشکر مدیر غیور
بچه های میم شیمی به نظرتون صندلی داغ ۲ کیه؟؟؟؟؟؟؟
بخاطر این که اولین صندلی داغ پسرا بودن.دومین صندلی داغ با حضور خانوم ایرانشاهی
برگزار خواهد شد
هووووووووووووررررااااا
یکشنبه شب ساعت ۷تا۹
با خون دل نوشتم بر برگه های کاهی قلبم گرفت از این درس این راه اشتباهی
آن روز با دل خون با چشمهای گریان مادر مرا به سمنان. اينگونه كرده راهي
تادرس خوانم و.......
میخاد ترم سوم رو نامگذاری کنه.
بعد از بین اونا بهترین رو انتخاب کنیم
من خودم بخاطر شرایط ترم ۲ و حساسیت ترم ۳
و بخاطر یه سری چیزا ترم سوم را ترم ـ عفت کلام و بالای ۱۷ نمره خام ـ نامگذاری میکنم
برخیز که ترم سوم آمد ....بسم الله شروع شد از فردا دیگه کلاسا برگزار میشه امیدوارم هممون با همدیگه این ترم رو به بهترین شکل تموم کنیم ...........
این لینکم واسه آشنایی بیشتر مارک کنید و روش راست کلیک کنید بعدopen link in new tab
http://www.mimshimia.blogfa.com/comments/?blogid=mimshimia&postid=258&timezone=12600
بابا اینهمه میگفتین صندلی .داغ صندلی داغ .فقط همین؟؟؟؟؟؟؟؟
اینطور که شما شوق داشتین.من خواستم زود صندلی داغ بذارم ولی الان از سنگ صدا در میاد ولی از شما...!!!!!!!!!!!!
با این استقبال من نفهمیدم کیا میان......
پس صندلی داغ هفته ی بعد یکشنبه برگزار میشه ساعت 8 شب تا 10
هر کسی میتونه بیاد نظر بذاره تا بدونیم کیا میان.......
بابا تازه اول ترمه اینطوری فیگور گرفتین.......
امروز ترم دوم با همه ی دردسراش تموم شد...ترم معادلات ترم شیمی آلی ترم آشنایی....
ترم غول ریاضی۲ (که خیلیا هم افتادن).ترم بدبختی......
حالا همه فکر نمراتن.....بعضیا هم جلسه ی امتحانو طوری مطمئن ترک کردن که دیگه زیاد نگران نمره نیستن .....بعضیا هم فکر مشروطی هستن....
ولی حالا دیگه باید به فکر ترم ۳باشیم .
این پستو گذاشتم که راجع به چندتا مسئله نظر بذارین
۱.انتخاب استادا:اونایی که استادی رو بهتر میدونن بیان توی نظرات بگن تا بچه ها جمع تر باشن نه مثل این ترم که هر کدوم با یه استاد داشتیم...شایدم از این پست استقبال نکنین
۲.صندلی داغ:که همه مشتاق اونن.توی نظرات این پست کسانی رو که میخاین رو صندلی داغ بنشینن رو بگین از هیچکس نترسید بنویسید(من خودم اولین نظر رو میزارم)...در ضمن ساعتشم بگین که همه بتونن بیان سوال بپرسن....اولین صندلی داغ هم ۲۰ام بهمن احتمالا برگزار میشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
۳.لینک های کناری وبلاگ:موضوعاتش رو بگید تا اگه بقیه بچه ها در اون زمینه وبسایتی رو میدونن بهتون معرفی کنن(مثلا سایت آهنگ یاعلمی و....)
۴.چهارمیشم حدس بزنید؟؟؟
در ضمن اینم بگم که هر کی با تغییر آدرس وبلاگ موافقه نظر بذاره......
آشنایی...
از درس آشنایی بنوشته ام حکایت آنجا که عشق من هم با من کند رقابت
این درس بی کتاب وماگرم گفتگوییم یا با کمی صراحت یا بی کمی صراحت
من عاشق....
بقیه در ادامه مطلب
شما فکر میکنیداينجا کجاست ؟

فرجه...
بچه ها این روزها تا میشود خر میزنند بر کتاب بی زبان پیوسته خنجر میزنند
تا که از سر وا کنند ترم دو را این روزها هی به پروینی و اکرم یا بقا سر میزنند
گاه گاهی خوابشان برده میان جزوه ها توی خوابم تیر عشق بر قلب کفتر میزنند
آنچنان خواندند درس آز و آلی را که گاه دم از علم کیمیای شهر خاور میزنند
یا چنان خرمیزنند دردرس برنامه که گاه بر کریمی طعنه ی استاد کمتر میزنند
حال با یک عالمه خواندن دوباره بچه ها روزها ی امتحان درجا مکرر میزنند
باز میبینم که خر خوانهای دانشگاه ما در میان امتحان با غصه پر پر میزنند
یا که دانشمندها دور از نگاه دیگران درمیان امتحان چشمک به دخترمیزنند
سادههایی همچومن دورازتب هرامتحان نقش چشمان تورا بر قلب دفتر میزنند
ساکت ای شاعر نمی بینی تمام بچه ها در سکوت فرجه ها آسوده تر خر میزنند
و دیگران می خوانند
و عده ای می گویند
آه چه زیبا و بعضی اشک می ریزند
و بعضی می خندند
دلمان خوش است…
به لذت های کوتاه
به دروغ هایی که از راست
بودن قشنگ ترند
به اینکه کسی برایمان دل بسوزاند
یا کسی عاشقمان شود
با شاخه گلی دل می بندیم و با جمله ای دل می کنیم
دلمان خوش می شود
به برآوردن خواهشی و چشیدن لذتی
و وقتی چیزی مطابق میل ما نبود
چقدر راحت لگد می زنیم
و چه ساده می شکنیم
همه چیز را …
امشب منو عادل و حمیدیم
یک عالمه خوردنی خریدیم
امشب به چه خلوتی نشستیم
جز خویش دگر کسی ندیدیم
دلهای همه به خنده خوش بود
از خنده ی شب ستاره چیدیم
گفتیم از عشق و از جدایی
آنجا که به صحبتش رسیدیم
در سایه ی شب خنده ی ما بود
از درد و غم جهان رهیدیم
حاضر شده چایی سر شب
هر سه طرف چای دویدیم
ما هر سه رفیق خوب بودیم
از بودن هم غرق امیدیم
خورشید شدیم از لب لبخند
در سایه ی شب چه خوش دمیدیم
داد ماست شد عادل این فضارا
بر دفتر خاطره کشیدیم
چون آخر شب دوباره آمد
رفتیم و به خواب خوش خزیدیم
رفتند به خواب خوش عزیزان
باز آخر این قصه رسیدیم!!!
من مجید نادر خانی ام دانشجوی مهندسی شیمی ورودی بهمن ۸۹
یه مدته که من واسه اینکه ورودیای خودمون تبادل اطلاعات کنیم و یه محفل صمیمی داشته باشیم و واسه بهتر شدن رابطمون و شناخت بیشتر این وبلاگ رو ایجاد کردم .حالا بعد از یه مدت این پستو گذاشتم که بگم:
اونایی که دوست دارن عضو وبلاگ بشن به من مراجعه کنند تا کارهاشو انجام بدم تا بتونن مطلب و پست توی وبلاگ بذارن
یا اطلاعات زیر رو بفرستن به ایمیلم یا توی نظرات این پست بذارن
1 نام کاربری:اسمی که واسه ورود به قسمت مدیریت از شما خواسته میشه
2 نام نویسنده : اسمی که در وبلاگ با این اسم خونده میشید
3 ایمیلتون
4 رمز عبور : رمزی که برای قسمت مدیریت از شما خواسته میشه
در ضمن زمینه ای که میخاین تو اون فعالیت کنین رو برام بفرستین
اگه خدابخاد و بشه یه جلسه برگزار میکنیم و یه توضیحاتی درمورد اهداف وبلاگ و مطالب دیگه براتون توضیح میدم و شما نظرات و پیشنهاداتون رو میگین...
از کسانی هم که وبلاگ رو دیدن میخام به بقیه هم خبر بدن.....
اینم بگم که قرار نیست این وبلاگ به اسم من باشه قراره این وبلاگ مخصوص ورودیای م شیمی بهمن ۸۹ باشه و من این وسط یه واسطه ام واسه شکل گرفتن این جمع. البته بچه های دیگه هم میتونن عضو بشن اگه بچه های مارو بشناسن.....
"ازتون ممنونم که وقتتونرو به من دادین"
بهترین لحظات زندگی از دید چارلی چاپلین

To fall in loveعاشق شدن
To laugh until it hurts your stomach
آنقدر بخندی که دلت درد بگیره
To find mails by the thousands when you return from a vacation
بعد از اینکه از مسافرت برگشتی ببینی هزار تا نامه داری
چه غم زن را,که میگریددل مرد چگونه عشق زن شدساحل مرد
دل سنگ زنان کی نرم باشد نباشد قلب زن ها چون دل مرد
زنان اینند,خود خواه و پر از کبر ندید این حیله , قلب غافل مرد
کنون با این و بعد با آن عزیزش خراست هم جاهل وهم عاقل مرد
دو کفتر گرم لاس و گفت و گویند قضیه , رتبه ها و تافل مرد
همین موی و لبان وصورت سرخ شده حوری به عقل کاهل مرد
که مردان ساده و دراین میان زن شده مشکل بروی مشکل مرد
حقوق بیش دادن به زن بود یکی از کارهای باطل مرد
نمیگویم اضافی خلق شد لیک شده خلق از اضافی گل مرد
نگویم بیش ازاین,بیهوده گوییست شده بیهوده گویی شامل مرد
توبیش ازاین مشو,ای مرد عاشق بجز غم چیست از زن حاصل مرد???
ملک الشعرای مهندس